یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۷
مسیر فعالیت‌های علمی درباره غدیر هرگز به پایان نمی‌رسد

حوزه/ هرچند تاکنون فعالیت‌های فراوانی پیرامون واقعه غدیر صورت گرفته است، اما همچنان ظرفیت‌های بسیاری برای کار در ابعاد تاریخی، متن‌شناسی، محتوایی و پاسخ به چالش‌های دینی وجود دارد، لذا این مسیر هرگز به پایان نمی‌رسد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، نشست نقد پیش از انتشار مجموعه «کتاب غدیر» با حضور دکتر محمدعلی موحدی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب نویسنده کتاب و حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی، رئیس بنیاد بین‌المللی امامت و رئیس انجمن امامت به عنوان ناقد به همت دانشگاه ادیان و مذاهب و با همکاری بنیاد بین المللی امامت برگزار شد.

دکتر محمدعلی موحدی در این نشست بیان کرد: مباحث پیرامون واقعه غدیر نیازمند تبیین مفصل است؛ از این رو، اثر پیش‌رو در قالب مجموعه‌ای متشکل از چهار دفتر متمایز و مستقل، بازتألیف و منتشر می‌گردد. دفتر نخست این مجموعه به بررسی مناصب، مراتب و جایگاه والای امیرمؤمنان (ع) اختصاص یافته و دفتر دوم به تحقیق در اسناد، طرق، مصادر، تک‌نگاری‌ها، سیر ثبت و اعتبار سنجی خطابه طولانی غدیر می‌پردازد. دفتر سوم به بحث‌های دلالی و فقه الحدیثی ذیل حدیث غدیر می‌پردازد و موضوع دفتر چهارم آیات الغدیر است.

وی ادامه داد: علیرغم وجود آثار فاخری همچون «عبقات‌الانوار» میرحامد حسین و «الغدیر» علامه امینی، نگارش آثار تازه در این حوزه همچنان یک ضرورت است. و هنوز ناگفته‌های فراوانی در باب أسانید، دلالات، قرائن، زمینه‌های تاریخی و نحوۀ مواجهۀ جریان‌های مختلف اسلامی با این حدیثِ شریف، قابلِ واکاوی و بازاندیشی است. برای نمونه، پاسخ‌گوییِ علمی به برخی اشکالاتِ سندشناختیِ معاصران، همچون شعیب الأرنؤوط (د. ۲۰۱۶ م)، نسبت به پاره‌ای از طرقِ احادیث مرتبط، و نیز اثباتِ تواترِ فرازِ بنیادینِ «ألستُ أولیٰ بِکم مِن أنفسکم؟» ـ که از مهم‌ترین قرائنِ متّصلِ مقالی در فهم واژۀ «مولیٰ» به شمار می‌آید ـ از جمله مباحثی است که نیازمندِ بازخوانیِ دقیق و مستند است. افزون بر این، بازبینی و تنقیحِ پاره‌ای از تقریراتِ پیشین، ویرایشِ برخی استنتاج‌ها، و تکمیلِ شواهدِ موجود، می‌تواند افق‌های تازه‌ای را در فهمِ این نصّ عظیم بگشاید.

نویسنده مجموعه «کتاب غدیر» افزود: از سوی دیگر، بهره‌گیری از مستندات و تقریراتِ عالمانِ زیدی در اثباتِ دلالتِ حدیثِ غدیر، و نیز مراجعه به شماری از نسخه‌های خطّی که به احتمال فراوان در اختیارِ بزرگانی چون مرحوم میرحامد حسین هندی و مرحوم علّامه امینی نبوده، امکانِ دستیابی به مستنداتی نو را فراهم ساخته است؛ آثاری چون نسخۀ مخطوطِ «المجلسان» از أبوبکر العنبری، «الکاشف الأمین» نگاشتۀ مداعس، «الکامل المنیر» منسوب به قاسم رسّی، «مجموع المنقور» اثرِ مهمّ سدۀ سیزدهمِ جزیرة العرب، و نیز رسالۀ ارزشمندِ «طرق حدیث من کنت مولاه فعلیّ مولاه» اثرِ ذهبی که در عصرِ علّامه امینی مفقود بوده است. هم‌چنین مراجعه به برخی منابعِ مطبوعِ کمتر مورد توجه قرارگرفته، مانندِ «الفوائدِ» حربی، «الإنتصار» ابن أبی الخیر عمرانی، «بلوغ الأرب» شهاری، «مصباح العلوم» رصّاص، «إشراق اللاهوت» عبیدلی، «الإصباح» مویّدی و «کشف غیاهب الظلام» خثعمی ـ که در مجموعۀ دفاترِ کتابِ غدیر مورد استناد واقع شده‌اند ـ نشان می‌دهد که هم‌چنان ظرفیت‌های ناشناختۀ فراوانی در میراثِ حدیثی و کلامیِ فریقین برای بازخوانیِ غدیر وجود دارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: افزون بر این تکمیلِ فحصِ علّامه امینی در کشفِ مصادرِ اهل سنّت در پاره‌ای از مستنداتِ مربوط به حدیثِ غدیر است؛ از جمله تتبّع در استعمالِ لفظِ «مولیٰ» به معنای «أولیٰ»، و گردآوریِ فهرستی مشتمل بر حدودِ هشتاد اثرِ ادبی، تفسیری و لغویِ موردِ قبولِ عامّه ـ که تقریباً دو برابرِ فهرستِ ارائه‌شده در الغدیر است ـ و نیز پرداختی تفصیلی‌تر به ادلّۀ مخالفان در جهتِ انصراف از معنایِ ظاهریِ حدیث، همراه با نقدهای دلالی، محتوایی، تاریخی و جریان‌شناختی. هم‌چنین تشکیلِ خانوادۀ حدیثی برای گزارش‌های مشابه با خبرِ غدیر و تحلیلِ آن‌ها در منظومه‌ای واحد، نه تنها در اثباتِ دیدگاهِ شیعیان نقشی بنیادین دارد، بلکه برخی از شبهاتِ عامّه را نیز، با تحلیلِ دقیق، می‌توان به عنوان شاهدی به سودِ نظریۀ امامتِ شیعی به کار گرفت. از این رهگذر، روشن می‌شود که پژوهشِ جدید دربارۀ غدیر، صرفِ تکرارِ میراثِ گذشتگان نیست، بلکه امتدادِ روشمند و تکامل‌یافتۀ آن در پرتوِ منابع، روش‌ها و پرسش‌های نوپدید است.

وی گفت: هم چنین در روزگارِ معاصر، چهره‌های برجسته و جریان‌های فکریِ جدیدی در اهل سنّت و سلفیّت، به اظهارِ نظر پیرامونِ حدیث غدیر پرداخته‌اند و تحلیلِ انتقادیِ آرای آنان، خود عرصه‌ای مستقل از پژوهش را می‌طلبد. از این رو، در مجموعۀ دفاترِ کتابِ غدیر، دیدگاه‌های اندیشمندانی چون سعید حوّی (د. ۱۹۸۹ م)، ناصر الألبانی (د. ۱۹۹۹ م)، ابن عُثیمین (د. ۲۰۰۱ م)، محمّد سیّد طنطاوی (د. ۲۰۱۰ م)، شیخِ فقیدِ الأزهر، دکتر وهبه مصطفی زحیلی (د. ۲۰۱۵ م)، شعیب الأرنؤوط (د. ۲۰۱۶ م)، دکتر سعد بن عبداللّه آل حُمَیّد، استاد حمدو أحمد طمّاس، پرفسور علی بن أحمد بن علی السالوس، دکتر ناصر القفاری، دکتر ناصر بن علی عائض، دکتر عبدالوهاب بن ناصر الطریری، شیخ حسن بن فرحان المالکی و حسن بن علی السقّاف، موردِ بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.

موحدی افزود: علاوه بر موارد فوق، نوآوری در ارائه قرائن و استدلال‌ها، ضرورت تألیفات جدید را دوچندان می‌کند؛ به عنوان نمونه، در این اثر به این پرسش پاسخ داده شده است که چرا شخصی مانند مسلم بن حجاج نیشابوری در نقل حدیث غدیر، تمامی جزئیات را ذکر کرده اما بخش کلیدی «من کنت مولاه» را حذف نموده است؛ نکته‌ای که در تحلیل‌های قدیمی‌تر به آن پرداخته نشده بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی هم در این نشست بیان کرد: هرچند تاکنون فعالیت‌های فراوانی پیرامون واقعه غدیر صورت گرفته است، اما همچنان ظرفیت‌های بسیاری برای کار در ابعاد تاریخی، متن‌شناسی، محتوایی و پاسخ به چالش‌های دینی وجود دارد، لذا این مسیر هرگز به پایان نمی‌رسد. در مجامع علمی جهان نیز مرسوم است که چنین موضوعاتی همواره مورد بازخوانی قرار گرفته و اسناد جدید آن‌ها کشف و بررسی شود.

وی گفت: مسئله اساسی این است که اثر جدید باید با چه مختصات و ویژگی‌هایی تألیف شود. بسیار شایسته است که کتاب‌ها پیش از انتشار، مورد نقد و بازبینی علمی قرار گیرند و برگزاری نشست امروز نیز در همین راستاست. همچنین بسیار مطلوب خواهد بود اگر بتوانیم در این مسیر، حتی علمای منتقد و صاحب‌نظر اهل‌ سنت را نیز وارد فضای نقد و گفت‌وگو کنیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین سبحانی افزود: یکی از چالش‌های اساسی در آثار ما، فقدان روش‌مندی در حدیث‌پژوهی و اعتبارسنجی منابع اهل‌ سنت، به‌ویژه در موضوع غدیر است. پرسش اینجاست که آیا ما بر اساس موازین علمیِ مشخص به نقد آثار آنان می‌پردازیم؟ البته نمی‌خواهم بگویم این اثر اینگونه است، اما در آثار دیگر گاهی مشاهده می‌شود که در تحلیل سند، از مسالک مختلف به صورت سلیقه‌ای استفاده می‌شود؛ به گونه‌ای که مطلبی در یک بخش از کتاب تضعیف و در بخشی دیگر با شواهد همان مذهب تقویت می‌شود، که این تناقض در روش، از وزانت علمی کار می‌کاهد.

رئیس بنیاد بین‌المللی امامت تشریح کرد: این مسیر که از زمان ائمه(ع) آغاز شده، در دوره متأخر با «عبقات‌الانوار» (در ۷ جلد) به شکلی جامع وارد فضای کلامی شد و سپس با «الغدیر» علامه امینی ادامه یافت که البته آن هم پروژه‌ای ناتمام باقی ماند. در سالیان اخیر نیز دو موسوعه بزرگ دیگر در حال نشر است؛ یکی «دایره‌المعارف غدیر» (زیر نظر استاد انصاری در ۲۰ جلد) که با هدف نظم‌بخشی به داده‌های ۱۵۰۰ کتاب تألیف شده، و دیگری اثر امیر تقدمی با عنوان “المنیر فی نبی بالغدیر” (در ۲۰ جلد) که به گردآوری طرق، راویان و متون غدیر از تمامی مذاهب پرداخته است.

وی گفت: سؤال اصلی این است که این اثر قرار است چه خلاء خاصی را پر کند؟ آیا ماهیتی احتجاجی دارد یا موسوعه‌ای؟ هرچند در مقدمه به شبهات و مسائل جدید اشاره شده، اما مشخص نیست که کتاب مسیری ترویجی و هدایتگرانه را دنبال می‌کند یا صرفاً توصیفی است. به نظر می‌رسد هدف اثر در میان چند رویکرد در نوسان است؛ به‌ویژه آنکه جلد اول با تمرکز بر مناصب امیرمؤمنان(ع)، مخاطب معتقد به باورهای شیعی را هدف قرار داده و فضایی کاملاً متفاوت با جلدهای دیگر دارد که این امر بر یکدستیِ رویکرد احتجاجی اثر در برابر دیگران اثر می‌گذارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سبحانی افزود: اگر این مجموعه با نگاهی موسوعه‌ای تدوین شده باشد، حجم اطلاعات فعلی برای اقناع مخاطب نخبگانی و دانشگاهی کافی نیست و فاقد استانداردهای دانشنامه‌ای است. چنانچه هدف، خلق یک موسوعه جدید است، باید با ادبیات امروزین و رویکردی نو تألیف شود؛ در غیر این صورت، اثر بین دو رویکرد احتجاجی و موسوعه‌ای سرگردان می‌ماند، چرا که برخی مطالب آن جنبه دفاعی ندارد و برخی دیگر نیز جامعیت یک دایره‌المعارف را دارا نیست. لذا شفاف‌سازیِ هدف و شناسایی دقیق مخاطب، نخستین ضرورت این تألیف است.

استاد حوزه علمیه قم گفت: همواره این تلقی وجود داشته که اثر خوب باید واجد تمام آرای پیشینیان به اضافه یافته‌های جدید باشد. این روش که در نگارش آثاری چون «نهایت‌الاصول» نیز دیده می‌شود، باعث می‌گردد حجم انبوهی از مطالب تکراری، نوآوری‌های اندکِ نویسنده را تحت‌الشعاع قرار دهد. در مقابل، ما به دو الگو نیازمندیم: یا همچون مرحوم شهید صدر در «الحلقات»، ساختار و ادبیات دانش را از اساس نوسازی کنیم و یا یافته‌های جدید را در قالب “تکمله” بر آثار سترگ گذشته بنگاریم تا مسیر تحقیق هموارتر شود.

وی افزود: امروزه در مجامع علمی، فراتر از بحث طرق، موضوع اعتبار نسخه‌های خطی (مثلاً قدمت نسخه‌های در دسترس از کتاب کافی) اهمیت ویژه‌ای یافته که در این کتاب مورد غفلت واقع شده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین سبحانی در پایان تصریح کرد: مباحثی نظیر ارتباط غدیر با حدیث ثقلین، منزلت و به‌ویژه مهدویت، از فرازهای کلیدی خطبه غدیر هستند که کمتر به آن‌ها پرداخته شده است. همچنین ضرورت دارد در مباحث بین‌المذاهبی، از منطق تخاطب سنتی فراتر رفته و به دستاوردهای نوین در حوزه‌هایی چون مطالعات تاریخی، زبان‌شناختی، معناشناسی شناختی و بینامتنیت توجه کنیم تا زبان گفتگوی ما با جهان معاصر توسعه یابد.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha